صفحه اصلی اس ام اس و شعر شعر برای نوشتن یادگاری + مجموعه اشعار زیبای مفهومی و تک بیتی برای یادگاری

شعر برای نوشتن یادگاری + مجموعه اشعار زیبای مفهومی و تک بیتی برای یادگاری

0

اگر قصد نوشتن یادگاری دارید پس می توانید یکی از این اشعار زیبای مفهومی که به صورت تک بیتی و شعر نو هستند را انتخاب کنید.

اشعار کوتاه و بسیار زیبا برای یادگاری

وقتی قرار است بروی، دل دل نکن …

منتظر نمان

هیچ اتفاقی ماندگارت نمی کند.

وقتی قرار است بروی، حتما دل شوره هایت را مرور کرده ای

یادگاری هایت را، بغض های پشت سرت را …

یا می روی بی آنکه یادت بیاید کوچه هایی را که قدم زدیم

و باران هایی که بر سرمان بارید

و چراغ قرمز هایی که هنوز نمی دانم چرا دوستشان داشتیم

***

من فقط حسی دارم که نمی دانم چیست

دلم سخت تنگ تــــوست

و ” بعدا ” تنگ تر هم خواهد شد

می دانم

***

شعر با موضوع یادگاری

برای یادگار خویش شعری چند از هاتف

نوشتم تا پس از من یادگاری های من بینی

***

آه مکش ناله مکن شعر مگو منویس

رفتگان را غیر دیوان یادگاری هست نیست

***

شاعران را تو زجدان یادگاری، زین قبل

هر که بیتی شعر گوید نزد تو یابد قرار

***

شعر برای نوشتن یادگاری

اشعار تک بیتی در مورد یادگاری

روی تو که شمع نه سپهر است

از هشت بهشت یادگاری

***

این کوچه ها را می شناسد چون کف دست

هی یادگاری می نویسد هر کجایش

***

بوسه‌هایت طعم حوّا می‌دهد با عطر سیب

بوسه‌هایت یادگاری از جهان دیگـر است

***

شعر برای نوشتن یادگاری

شعر بلند برای یادگاری

گاهی وقتها کمی خودخواه بودن چیز بدی نیست.

اگر دیگران را عادت بدهی که همیشه آب میوه ی مانده

ته دستگاه آب میوه گیری سهم تو باشد

یا کتلت زیادی برشته شده،

یا بدمزه ترین آب نبات مانده در ظرف شکلات

یا هر چیزی که دیگران دوستش ندارند؛

به مرور این می شود سلیقه ات، می شود سهمت!

هیچ کس هم نمی گوید:”آه چه موجود فداکار و دیگر دوستی”.

بد نیست گاهی برای خودت

بهترین و خنک ترین نوشابه ها را باز کنی.

چرا سهم تو نرم ترین بالش نباشد

یا بهترین یادگاری از سفر،

یا سرگل غذا یا حتی ساعتی از برنامه ی دلخواه تلویزیونی؟

گاهی باید مثل ملکه ها رفتار کرد

***

در گوشه ی دنج

یکی از همین روزهایی که رنگین کمان دلتنگی تــــــو

بر سقف آن خودنمایی می کند،

زانو در بغل گرفته ام

و سر بر سنگفرش های جادویی نگاه یادگاری تــــــــو ،

بر این قاب، خاطره می سایم….

حریر خوشبوی چشمان تـــــــو را

بر تنم رخت میکنم

و سراپا هوش میشوم

برای چشیدن طعم کودکانه ی واژه های ناب تـــــــو…

***

شعر برای نوشتن یادگاری

اشعار زندگی برای یادگاری نوشتن

گاهی دلم می خواهد بدانی حال من چگونه است.

بدانی چطور دلتنگت می شوم.

اما بدان که من همیشه حال تو را می دانم!!

می دانم قرار نبود که بیایی و چه زیبا می شود،

کسی وقتی بیاید که قرار نیست…!!

دلم که برایت تنگ می شود

به عکس های یادگاری مان نگاه می کنم

و هر لحظه تو را نفس می کشم.

راستی آن چیزی را که چند سال پیش بردی، کجاست؟

اینگونه نگاهم نکن، دلم را می گویم..!

***

ماه امشب عروس می شود

نارنج‌زارها پشت معبر سفیدرود دیوانه می کنند

شب‌گردهای بهاری را

تخته سنگ یادگاری ها

امشب دلش برای تن نوشته هایش کوچک شده.

تن لخت شالیزار تشنه ی دل آوازهای دخترکان خواب،

شالی‌ها را چرت می زند.

قورباغه های آوازه خوان ترانه ای مبهم را زمزمه می کنند.

نسیم بهار که میان سبزینه های برگ ها طنازی می کند،

رازی در دل دارد.

من هم در بغچه ام رازی دارم

***

شعر برای نوشتن یادگاری

شعر زیبا برای یادگاری نوشتن

دیروز یادگاری هایت همدم من شدند

و به حرف های نگفته من گوش دادند و برایم دلسوزی کردند.

البته به روش خودشان که همان سکوت تکراری بود

و یادآوری خاطرات با تو بودن.

دست‌نوشته ات را می بوسیدم و گریه می کردم.

***

با یادگاری از تبر، از سمت جنگل آمدی گفتم

چه آمد بر سرت؟ گفتی که مَحرم نیستم

***

شهر بعد از جنگم و آرامشم توفانی است

مانده از ایل و تبارم یادگاری سوخته

***

اشعار تک بیتی برای یادگاری نوشتن

وقتی که آمدش باز ، تا این که گوید آری

یک حجله دید و عکسی ، بر آن به یادگاری

***

وقتی به جای “من”، ضمیرت می‌شود “تو”

از “تو” برایت مانده یک “او” یادگاری…

***

من بی تو شبی زار و خسته ام

تو یادگاری شب های تار من!

***

کنار بالشم یک قاب عکسی از تو افتاده

امان از خاطرات دردناک یادگاری ها

***

شعر زیبای تک بیتی برای یادگاری

پنج ِ وارونه به روی هر درختی می کشم

پنجــه روی قلب های یادگـاری می شوم

***

قیچی رو برداشتی که تقسیم کنی

عکسی که یاد گار یک جنونه

***

تو هم خنجر بزن ، من زخم کاری دوست دارم

شبیه موزه هایم ، یادگاری دوست دارم

***

دستخطی دارم از او بر دل خود یادگار

عشق کاری کرد با قلبم که چاقو با انار

***

یادگار خواجه خود یافتی وقت است اگر

یادگاری خواهم ا زجودت ز چندان یادگار

***

یادگاری ده ز بیداری شب خود را مگر

وقت رفتن نام بهروزیت ماند یادگار

***

ای مایه شادمانی آخر ز درت

رفتیم و غمت به یادگاری بردیم

***

آن نه یار آن یادگار عمر

بس به آئین یادگاری داشتم

***

جهان را یادگاری نیست به ز اشعار خاقانی

به فر خسرو عادل نکوتر یادگار این

***

چون بمیرم بجز از خون دل و گفته دلسوز

یادگاری ز من خسته جگر باز نماند

***

در دور زمانه یادگاری نگذاشت

بهتر ز تو گوهری علی بوطالب

***

عشق ازو به گفت گفتا نیک دور افتاده اند

یادگاری از لب معشوق و زلف دلبرست

***

روزم از عشقت چو شب تاریک بگذشتی اگر

جز لقب از نور رویت یادگاری دارمی

***

مرا از تو غم تو یادگارست

از این بهتر چه باشد یادگاری

***

یادگاری هم نماند آخر از آن

دل به بادی سرد گفت آری نماند

***

دردا و حسرتا که بجز بار غم نماند

با ما به یادگاری از آن روزگار ما

***

گهی جستم ز رویت یادگاری

گهی جستم ز هجرت غمگساری

***

یادگاری از نمودار منست

بر مثال حالتان این روشنست

***

هر کسی کرده کتابی در نجوم

یادگاری ساخته بهر علوم

***

نهادم بر کف گیتی نگاری

برو بگذاشتم خوش یادگاری

مجله تفریحی و سرگرمی آیسام

پیام خود را ارسال کنید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *